وبلاگ جامع و تخصصی تورانیان (تمدن و تاریخ جامع ترکان ایران و جهان)

۱۵۶ مطلب با موضوع «تاریخ (Tarix)» ثبت شده است

پانفارسها با آذری نامیدن ترکان آذربایجان چه اهدافی را دنبال می‌کنند؟

ترکان ایران با توجه به کثرت جمعیتشان در ایران که نفوسشان حداقل به اندازه فارسهاست ، حقوق برابر و مساوی با فارس زبانها در همه زمینه ها ، از تحصیل به زبان ترکی گرفته تا مسائل اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و غیره دارند ، نه کم و نه زیاد . اما پان ایرانیستها ، کوروش پرستان آریاچی ، تمامیت خواهان و کسانیکه هنوز هم در رویای زبان و نژاد برتر هستند با آذری نامیدن ترکان ایران چندین هدف را دنبال می‌کنند :

۱ – محروم ساختن ترکان ایران از ابتدایی ترین حقوق انسانی خود که همانا تحصیل به زبان ترکی آذربایجانی است
۲ – مخدوش‌کردن حافظه تاریخی حاکمیت ۱۰۰۰ ساله بعد از اسلام ترکان بر ایران و کشورهای همسایه کنونی که به آنها اعتماد به نفس بیشتری می دهد
۳ – خدشه‌دارکردن احساس نزدیکی ترکان ایران به همزبانان ترک ۳۰۰ میلیونی خود در دنیا که به خاطر اشتراکات زبانی و فرهنگی می توانند به راحتی با آنها ارتباط برقرار کنند تا از موقعیت بهتر اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی برخوردار شوند 
4 – دادن زبان ، هویت و شخصیت ساختگی و بی پشتوانه به نام " آذری " به آنها که هیچگونه پشتوانه و سابقه اثر ادبی ، فرهنگی در طول تاریخ از این زبان ساختگی موجود نمی باشد و هیچگونه حافظه تاریخی برای گویشوران فرضی چنین زبانی در تاریخ دیده نمی شود ، برای هضم راحت آنها در زبان و فرهنگ حاکم فعلی.
۵ – تحقیر زبان و فرهنگ ترکی از راههای مختلف و ترویج و تشویق زبان فارسی به عنوان زبان برتر و زبان تحصیل کرده ها و متخصصین و زبانی که بیشترین امتیاز را در کشور داراست و برادر بزرگ زبان باصطلاح آذری مورد ادعا هم هست در بین مردم آذربایجان ، و در تنگنا گذاشتن و فقیر نگه داشتن زبان ترکی در آذربایجان و نشان دادن این زبان به عنوان زبان محرومان و بی سوادان
۶ –آسیمیله‌کردن فرزندان ترک در زبان و فرهنگ حاکم فارسی و تقلیل جمعیت ترکان در کشور
۷ –هضم کامل ترکان ایران در داخل فارسیان در یک پروسه زمانی و خواندن فاتحه زبان ترکی در ایران !
وارثان چنین تفکری بر هیچ عقیده و دین آسمانی و حقوق خدادادی و طبیعی انسانها و اعتقادات حقوق بشری پایبند نیستند، آنها بنا به عناد نژادپرستانه، به صورت علنی با ترکان و اعراب و به صورت مختلف و نیمه آشکار و نهان با دین اسلام دشمنی می ورزند و بدون اینکه اطلاع درستی از تاریخ واقعی داشته باشند بر حکومت ساسانیان و هخامنشیان فخر می‌فروشند و با کمترین اطلاعی از قوانین و اعتقادات دین زرتشتی و بدون اطلاع از دو خدایی بودن و آزادی ازدواج با محارم و تقسیم جامعه به چند طبقه که هر طبقه‌ای فقط در ردیف خود باید فعالیت کند و وارد طبقات دیگر نشود ، ‌بر تبلیغ و ترویج این دین می‌کوشند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Qafqazli

درباره‌ زندگی ابن سینا چه میتوان گفت؟


ابن سینا به عنوان یکی از نوابغ جهان بشریت، هم در شاخه‌ طب و هم
در رشد و تکامل اندیشه‌ فلسفی خدمت کم نظیری به فرهنگ بشری کرده است.
شرح احوال وی به قلم خود و شاگردش ابوعبید جوزجانی- فقیه و فیلسوف ترکستان  نگاشته شده است.

متن عربی این زندگی‌نامه‌ی خودنوشته در «عیون‌الانباء» اثر ابن ابی اصیبعه آمده است.

پدر آغاز آن میگوید که پدرش از بلخ  ایالت وسیعی از تورکستان شرقی بود که در زمان نوح بن منصور به دنبال جنگ‌های تورکان با آل سامان به شهر بخارا – مرکز تورکهای ازبک  کوچ کرد و از روستای اوزبک نشین افشنه، زن اختیار کرد.

ابوعلی سینا به گفته‌ خودش در روستای خُرمِثین در یک خانواده‌ اصیل ازبک چشم به جهان گشوده است.

و در کودکی همراه برادرش محمود – که پنج سال از او کوچکتر بوده است – به بخارا آمده و در همان‌جا به تحصیل قرآن و ادب پرداخته است.

یعنی می‌فرمایید که ابوعلی سینا از ازبکان بوده است؟

بله، شکی در این نیست.

ابن‌ سینا در کودکی اصلاً فارسی و عربی نمیدانست.

خود، در همین شرح احوال خود نوشته و می‌گوید که در بخارا مردی سبزی فروش بود که زبان فارسی و حساب هندی میدانست
و پدرش او را برای تعلیم نزد آن مرد برد و از اینجا پیداست که وی فارسی و عربی را از  نوجوانی به بعد آموخته است.

این مرد سبزی فروش را صاحبان تراجم احوال، محمود مسّاح نامیده‌اند که در بخارا شغل بقالی داشته است.

ابن‌سینا سپس از ابو عبدالله ناتلی نام میبرد که پس از آموختن فارسی و زبان عربی پیش سبزی‌فروش مذکور، به تلمّذ برای او مشغول شده است و در اینجا سخنی دارد بدین مضمون که:

«دیگر هر چه ناتلی می‌گفت، می‌فهمیدم و در درک سخن او سختی نمیکشیدم.»
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Qafqazli

Səttar Xan

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Qafqazli

ATA BABƏK

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Qafqazli

... Üzgünəm

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Qafqazli

بزرگترین فرمانده نظامی و فاتح اصلی سرزمین های مختلف از خراسان و جنگ دندانقان با غزنویان تا اناطولی ویکی از  بزرگترین جنگهای تاریخ قرون وسطی در ملازگرد و غلبه بر رومیان در امپراطوری تورک سلجوقی کیست ؟؟

ابْراهیمِ اِیْنال (451ق/1059م) 

- پسر یوسف اینال و نوه سلجوق بیک از سران مقتدر خاندان سلجوقی و فاتح بسیاری از متصرفات اولیۀ آنان. مأموریتها و فتوحات: در تمام کتابهای تاریخی که ذکری از ابراهیم رفته همه‌جا وی در نقش سرداری لایق، جنگاور و مقتدر ظاهر می‌شود که پیوسته در حال تاخت و تاز و گشودن شهری یا محاصرۀ قلعه‌ای است.  رهبری بسیاری از لشکرکشیها را به عهده داشت، بنابراین در توسعۀ قلمرو سلجوقیان سهم بسیار بزرگ ومهمی را باید از آنِ ابراهیم اینال دانست.)

--- اولین فتح بزرگ ابراهیم اینال:
  گویا نخستین فتح ابراهیم اینال مسئولیت فتح نیشابور بود. . وقتی ابراهیم با 200 مرد بر کران نیشابور رسید رسولی به شهر فرستاد و پیام داد که وی مقدمۀ سلجوقیان، . از نیشابوریان می‌خواهد که بگذارند به شهر درآید و به نام سلجوق خطبه کند وگرنه باز خواهد گشت و به سلجوقیان خبر خواهد داد. در ضمن به آنان هشدار داد که به زودی لشکری بزرگ بر اثر او خواهد آمد. اهل نیشابور به توصیۀ یکی از بزرگان شهر (قاضی صاعد) یا ابراهیم اینال از در صلح درآمدند و به استقبالش شتافتند . ابراهیم اینال با سواران خود به شهر درآمد و به مسجدجامع رفت و آنجا اسماعیل عبدالرحمن صابونی، خطیب مشهور شهر را، بر آن داشت تا به نام سلجوق خطبه کند  و بدین ترتیب نیشابور از قلمرو سلطان مسعود بیرون رفت و زیر نگین قدرت سلجوقیان درآمد.
--- هجوم به روم : پس از آنکه ابراهیم اینال کارش بالا گرفت و در نقاط مختلف به تصرفاتی دست یافت، به تدریج گروه کثیری از غزهای ماوراءالنهر بر او گرد آمدند. ابراهیم اینال از آنان خواست تا برای دست سافتن به امکانات و غنایم به روم رفته، در راه خدا جهاد کنند. براساس این توصیه، در 440ق غزان به سرداری ابراهیم اینال به ملازگرد، ارزروم و سرانجام به طرابوزان حمله بردند. سپاه عظیمی از روم و ابخاز، در شمال غربی گرجستان، با غزان روبه‌رو شدند و جنگهای شدیدی میان آنان درگرفت. در پایان پیروزی نصیب غزها بود و جماعت زیادی از سپاه مقابل به اسارت درآمدند. در میان اسیرشدگان پادشاه ابخاز به نام قاریط یا لیپاریت، لیفاریط)بود که برای نجات خود حاضر شد 000‘300 دینار بپردازد و نیز هدایائی به بهای 000‘100 دینار تقدیم نماید، ولی ابراهیم نپذیرفت . در این حمله که ابراهیم به قصد جهاد انجام داد، تا فاصله‌ای پیش رفت که میان او و قسطنطنیه بیش از پانزده روز راه نبود و غنایمی به دست آورد که برای حمل آن ده هزار گردونه را به کار گرفتند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Qafqazli

ناگفته هایی از انقلاب مشروطه ایران

--- انقلاب مشروطه در ایران از آذربایجان جنوبی آغاز شد و خیلی زود به دیگر مناطق تورک نشین ایران گسترش یافت. بزرگانی چون ستارخان و باقرخان رهبران آذربایجان جنوبی، صولت الدوله قشقایی رهبر تورکان استان خمسه (فارس)، رئیسعلی دلواری رهبر تورکان استان بوشهر (تنگستان، دشتی، دشتستان)، حسین خان بیچاقچی رهبر تورکان استان کرمان با همکاری همدیگر، برای ایجاد مشروطه تلاش و فداکاری بسیاری نمودند. بعدها رهبرانی چون میرزا کوچک خان از گیلان و سردار اسعد بختیاری از خطه لرستان نیز به جنبش مشروطه لبیک گفتند و به مشروطه طلبان پیوستند تا با استبداد محمد علی شاه قاجار مبارزه کنند و حکومت مشروطه بنا کنند. این مطالب را همه میدانند ولی یک نکته بسیار مهم است که تاکنون به آن پرداخته نشده و در مورد آن صحبتی بمیان نیامده است!!

--- در کتاب تاریخ مشروطه ایران، مینویسد که رهبرانی چون ستارخان و باقرخان رسماً پادشاهی محمد علی شاه قاجار را غیر قانونی اعلام کردند و او را غیاباً از سلطنت خلع کردند. طوری که آن رهبران روشنفکر، دیگر «محمد علی شاه» را با عنوان پادشاه خطاب نمیکردند و به او «محمد علی میرزا» میگفتند و اینها در کتاب تاریخ مشروطه ایران نیز آمده. تمام مردان و زنان تورک چه آذربایجانی، چه قشقایی، چه بیچاقچی و بعلاوه گیلکها، لرها، اعراب همه به مشروطه طلبان پیوستند.

--- خب اگر تورکان، گیلکها، لرها، اعراب با حکومت محمد علی شاه قاجار مخالف بودند و با او می جنگیدند، پس چه کسانی طرفدار او بودند و نفرات ارتش او را تشکیل میدادند؟؟!!

--- محمد علی شاه قاجار خودش تورک بود ولی وقتیکه دید از طرف تورکان ایرانی از سلطنت خلع شده، بناچار بطرف ملاهای فارس رفت و با آنها اعتلاف کرد. ملاهای فارس رسماً از محمد علی شاه قاجار حمایت کردند و بر علیه مشروطه فتوا صادر کردند!! تمام نفرات ارتش محمد علی شاه قاجار را ملت فارس تشکیل میداد که توسط ملاهای فارس حمایت میشدند!! آیت اله یزدی، آیت اله شیخ واعظ اصفهانی مشهورترین دشمنان مشروطه و از طرفداران سرسخت محمد علی شاه قاجار بودند که در کتاب تاریخ مشروطه ایران نیز توصیح مفصل داده شده.
همین فارسها که امروزه دشمنان اصلی تورکان هستند تا دیروز خادم و خدمتگزار محمد علی شاه قاجار تورک بودند!!
البته کردها هم دشمنان مشروطه بودند و با مشروطه طلبان می جنگیدند، ولی آنها بطور مستقل زیر سایه لواء بریتانیا و روسیه بطور خود مختار با مشروطه طلبان می جنگیدند وجزئی از نفرات ارتش محمد علی شاه نبودند. 

--- پادشاهان سلسله قاجار را باید با توجه به نحوه حکومتشان به چهار دسته تقسیم کرد:
1 . آقا محمد خان، فتحعلی شاه، محمد شاه، که هر سه ترکمن بودند و با سیستم سنتی کشور را اداره میکردند. اما با این وجود آنها نیز خدمات زیادی به کشور کردند. آقا محمد خان قاجار طبق دستور رسمی و تاریخی که صادر کرد، برده داری را در ایران بکلی ممنوع اعلام کرد. و تأسیس ارتش منظم از خدمات عباس میرزا، ولیعهد فتحلی شاه قاجار بود.
2 . ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه که دو رگه ترکمن و آذربایجانی بودند. ناصرالدین شاه مدرنیسم را وارد ایران کرد. بسیاری از پیشرفتهای ایران مدیون اوست. تأسیس دانشگاه دارالفنون، تأسیس گمرگ، ترسیم اولین نقشه از کشور ایران، آموزش زبانهای خارجی، خفه کردن صدای ملاهای بیسواد و خرافه پرست. در زمان مظفرالدین شاه نیز برق به تهران وارد شد. لازم بذکر است که ایران در زمان مظفرالدین شاه قاجار اولین کشور اسلامی بود که صاحب برق شد.
3 . محمدعلی شاه قاجار استبداد گر و دیکتاتور که مجلس را به توپ بست و اساسنامه مشروطه را زیر پا گذاشت. رهبران استقلال طلب تورک بر علیه او برخاستند. محمدعلی شاه به ملاهای فارس پناه برد و با فارسها متحد شده و به جنگ تورکان برخاست!!
4 . احمد شاه قاجار که تحصیل کرده اروپا بود و با دموکراسی غربی آشنایی داشت و میتوانست ایران را در آن دوران بحرانی که مصادف با جنک جهانی اول بود بخوبی اداره کند. خصوصاً بزرگمردان تورکی مانند دکتر مصدق هم در صحنه سیاست تورکان قاجار حضور داشتند. ولی بخاطر مخالفت بریتانیا نتوانست بر قدرت بماند و خیلی زود با یک کودتای انگلیسی توانستند یک شخص کاملاً بیسواد و نفهمی بنام رضاخان میرپنج را بر ایران پادشاه کنند!!
ملاحظه میکنیم که تنها پادشاه دیکتاتور قاجار یعنی محمدعلی شاه، توسط فارسها بر قدرت ماند و به جنگ مشروطه طلبان تورک رفت.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Qafqazli

امیرکبیر حاققیندا قیسا بیر نوت...

امیرکبیر (میرزا تقی‌خان فراهانی) کیمدیر؟!

امیرکبیر آدی ایله تانینان میرزا تقی‌خان فراهانی قاجار دؤنمینین ان مشهور صدراعظم‌لریندن بیریسی‌دیر. 1807 ایلینده ایران‌دا تورک اراضیسینین (دوغروسو؛ تورک‌ائلی) فراهان و اراک شهرلری آراسیندا یئرلشن "هزاوه" کندینده دوغولموشدور. ایران‌دا رئفورم حرکاتی‌نین باشلانقیجی و مودئرن ائییتیم آنلاییشینین یئرلشمه‌سی اونون آدییلا باغلی‌دیر، او، بو حرکتده چوخ جیددی رولو اولموشدور. ایران‌دا ایلک مودئرن اوخولو (دارالفنون) کی، یئددی فرقلی داللاردا ائییتیم وئریردی، او آچدیرمیشدیر. ایران‌دا ایلک قازئته (وقایع اتفاقیه) اونون چاباسی ایله اورتایا چیخمیشدیر. مودئرن اوردو اولوشومو دا اونون چالیشماسی ایله گئرچکلشمیشدیر. 10 اوجاق 1852-ده بیر توطئه ندنی ایله حمام-ی فین کاشان‌دا اؤلدورولموشدور. 

مشهور اوریانتالیست سئر هنری راولینسون "دوغودا اینگیلتره و روسیا" آدلی اثرینده اونونلا ایلگیلی چوخ ایلگینج بیلگیلر آختارماقدادیر. او دؤنمده اینگیلیسلر تورکلرین قارشیسیندا یئر آلان و فارس دئیه تانیملانان کسیمی دستکله‌ییردیلر و یؤنه‌تیجی تورک کسیمی دیشلاماقدایدیلار. یئنه او دؤنمده اینگیلیسلر ایرانین گونئیینده قاجار تورک دئولتینه قارشی و آلتئرناتیو اولاراق فارس آدیندا بیر دئولت قورمایا چالیشیبلار. حتا بو آماجا اولاشماق اوچون اؤز (خالص) ایرانلیلارین تورکلر دئییل ده فارسلار اولدوغو شکیلده بیر پروپاگاندا یورودولموشدور. 

امیرکبیر اینگیلیسلرین توتمادیغی و سئومه‌دییی تورک کسیمی ایچریسینده یئر آلانلارین بیریسی‌دیر. ایران‌دا اینگیسلرین آنتی تورک سیاستلرینه قارشی دورانلاردان ان ائتکیلیسی امیرکبیر اولموشدور. اینگیلیسلر اونا قارشی فارس کسیمدن نیته‌لندیردیکلری مازندران‌لی آقاخان نوری‌'نی دستکله‌مکده‌یدیلر. امیرکبیر اؤلدورولدوکدن سونرا میرزا آقاخان نوری اونون مقامیندا اوتورموشدور. آقاخان نوری صدراعظم‌لییه گلمه‌دن اؤنجه اینگیلیسلردن آیلیق معاش دا آلیردی.

اینگیلیس قایناقلاریندا وئریلن بیلگی، امیرکبیر'ین تورک هئژئمونیسینه و قاجار تورک دئولتینه صادیق اولدوغونو گؤستریر. راولینسون آختاردیغی بیلگیلرده "دییشیک ایالتلره مرکزی قاجار دئولیتیندن گؤنده‌ریله‌جک اولان والیلری و اوردو بیرلیکلرینی اؤزللیکله تورکلردن اولماسینی ایستردی و تورک اولمایانلارا پوتانسیئل بیر اینگیلیس جاسوسو گؤزویله باخاردی" بیلگیسینی وورغولاییر. 
آیریجا، امیرکبیر ارزروم آندلاشماسیندا گؤستردییی ائتکین رولو ایله اورتادوغو و تورک عالمینین ایکی گوجلو قاجار و عوثمانلی دئولتلرینین قارداش ساواشینا سون وئریلمه‌سینی ساغلامایا چالیشان شخص اولموشدور. 

عیرقچی آریاچی کسیمین امیرکبیر'ی ایران فارس شخصیتی گیبی گؤستردییی اویدورمالارینا باخمایاراق میرزا تقی‌خان تورکلویو ساوونان تاریخی و سیاسی بیر تورک شخصیت‌دیر.

تاریخیمیزین قوندارما قهرمانلارینی دئییل ده، تاریخیمیزده اولوملو ایز بوراخمیش امیرکبیر گیبی تورک شخصیتی دوغرو دوزگون تانیتماق و آنماق تورکلویو ساوونماق دئمکدیر. 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Qafqazli

سیری در تاریخ آذربایجان

(بخش اول)
آزربایجان واحد :

--- تا سال ۱۸۱۳ میلادی آزربایجان بصورت کشوری واحد بر ممالک محروسه قاجار حاکم بود. در کشور محروسه قاجار که سیستم فدرال سنتی – حاکمیت خانات - بر آن حکم میراند مملکتی ولیعهد نشین بود. پس از امضای قراردادهای گلستان و تورکمانچای آزربایجان  به دو قسمت تقسیم گردید.

(بخش دوم)
آزربایجان شمالی :

--- اراضی  آزربایجان ۲۸۰ هزار کیلومتر مربع از اراضی‌اش همچنان در ترکیب دولت قاجار ماند و ۱۳۰ هزار کیلومتر مربع از اراضی‌اش به روسیه تزاری الحاق گردید. روسیه تزاری پس از اشغال نیمی از آزربایجان شروع به کوچاندن ارامنه و دیگر ملت‌های به اراضی  آزربایجان  نمود.

در قرارداد تورکمنچای ماده ای را گنجانده بود که طبق آن دولت قاجار تعهد داده بود که اسباب مهاجرت ارمنی های ساکن ممالک محروسه به روسیه را با هزینه خود مهیا کند. و روسیه ۴۰ هزار خانوار از این ارمنیهای مهاجر را در شهرها و دهات آذربایجان، خصوصا اطراف شهر کاملا تورکنشین ایروان سکونت داد.

لازم به ذکر است که اولین خانوار ارمنی، که خانوار مهاجری از شهر مراغه بود، در همین زمان در خانکندی قاراباغ سکونت داده شد. بعدها ارمنی های فراری از عثمانی را نیز در قسمتهای غرب خاک آذربایجان شمالی مسکون کردند و بتدریج مقدمات تشکیل کشور ارمنی را شروع کردند.

تا اینکه در سال ۱۹۱۸ ارمنستان در منطقه ای که هرگز ارمنی نشین نبود تشکیل شد و این در حالی بود که در آن زمان نیز بیش از ۷۰% ساکنین پایتخت این کشور، ایروان، را تورکهای آذربایجانی تشکیل میدادند ولی به مرور زمان ده‌ها هزار نفر از آنها قتل عام شدند و بقیه را هم از آنجا فراری دادند.

لازم به ذکر است که ارمنستان کنونی همیشه قطعه ای از خاک آذربایجان و تورکنشین بوده و این کشور به کمک روسیه و دنیای مسیحیت در خاکهای اشغالی آذربایجان تشکیل شده است .

تا سال ۱۹۱۸ آذربایجان شمالی تحت سلطه روسیه تزاری بود تا اینکه مردم آذربایجان به رهبری محمد امین رسول زاده در آن سال موفق به ایجاد جمهوری دموکراتیک آذربایجان شدند و این جمهوری مستقل، که اولین جمهوری دموکراتیک در جهان شرق بود، در مدت دوسال به پیشرفتهای عظیمی در ساحه های اقتصاد، کولتور، دمکراسی و ...نایل شد.

شوونیسم استیلاگر روس که تسلط خود بر چاههای نفت آذربایجان را از دست داده بود، این بار که در لباس کمونیسم ظاهر شده بود تاب دیدن آذربایجان آزاد ومستقل را نداشت، به دستور مستقیم لنین ، این جمهوری در سال ۱۹۲۰ توسط ارتش سرخ به خاک و خون کشیده شد و آذربایجان شمالی دوباره به اشغال روسها درآمد. 

روسها و ارمنیها بعد از اشغال آذربایجان ده‌ها هزار نفر را اعدام و بیش از ۸۰ هزار نفر از مبارزین و روشنفکران آذربایجانی را به سیبری تبعید کردند و همه آنها در آنجا جان باختند.

اراضی جمهوری آذربایجان که در محافل بین المللی آن زمان به رسمیت شناخته شده بود، بیش از ۱۳۰هزار کیلومتر مربع بود، و بعد از اشغال دوباره توسط روسها ، دوباره با تهدید و زور توسط لنین و استالین تجزیه شده و به دیگران بخشیده شد، شهر دربند به روسیه ، بورچالی را به گرجستان و زنگه‌زور و گؤیچه ماهالی را به ارمنستان دادند بطوری که اراضی آذربایجان به ۸۶۶۰۰ کیلومتر مربع تقلیل یافت، که مساحت امروزه جمهوری آذربایجان را تشکیل میدهد. 

بعد از فروپاشی شوروی و استقلال دوباره آذربایجان شمالی نیز روسهای سلطه گر دست از سر آذربایجان برنداشته اند و بیش از ۲۰% خاک آذربایجان را به اشغال ارمنیهای داشناک در آورده اند.

پس از برقراری نظام کمونیستی و اشغال دوباره جمهوری دموکراتیک  آزربایجان  بخشی از کشور آزربایجان شمالی به روسیه – دربند، داغستان- بخشی به گرجستان- بورچالی- بخشی به ارمنستان- گؤیچه، مهری، زنگه زور- بخشی نیز- قاراباغ- پس از سال ۱۹۹۰  به حمایت روس و ایران به ارمنستان الحاق گردید.

ارمنستان امروزی بر اراضی‌ تاریخی آزربایجان نهاد شده است که پایتخت آن ایروان (شیروان شاهلار) از قدیم زادگاه خان‌های جنگ آور آزربایجان بود جمهوری آزربایجان شمالی دولت  ملی مستقل است و مساحت اراضی‌اش ۸۶ هزار کیلومتر مربع میباشد.

بزرگترین کشور قفقاز و در گذرگاه اروپا و آسیای جنوب غربی و در کنار دریای خزر است. پایتخت آن باکو است  ۲۰ در صد اراضی  آزربایجان شمالی بکمک  روس و سکوت وحمایت ایران‌ در اشغال  ارمنستان است.

جمهوری خودمختار نخجوان که از خاک اصلی جمهوری آزربایجان شمالی جدا مانده و استان خودمختار قره‌باغ کوهستانی نیز واحدهای فدرال جمهوری آزربایجان شمالی هستند.

ناحیهٔ قره‌باغ و هفت بخش پیرامون آن واقع در جنوب غربی جمهوری آزربایجان شمالی در جریان جنگ قره‌باغ و درپناه روس ها به اشغال نیروهای ارمنستان درآمده‌است.

نوع حکومت جمهوری آزربایجان شمالی ، جمهوری پارلمانی چند حزبی با یک مجلس قانون ‌گذاری است. این جمهوری سکولار بوده و از سال ۲۰۰۱ به عضویت شورای اروپا درآمده‌است.

---///بخش سوم و چهارم آزربایجان جنوبی , را در ادامه مطلب مطالعه فرمائید ///---

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Qafqazli

قاره گمشده مو ، تمدن عظیم و پیشرفته اجداد تورکان

--- سرزمین های مو و آتلانتیس دو قاره تاریخی گمشده هستند که آتلانتیس بین اروپا و آمریکا قرار داشته و قاره گمشده مو بین آسیا وآمریکا بوده است.
--- قاره مو به نام های توروک ، تروک و تورکیو مشهور است.نکته جالب این است که اکنون نیز چینی ها به ترکان ، توروک و توکیو میگویند.
قاره مو و تمدن بسیار پیشرفته او حدود 12000 سال پیش بر اثر زلزله ای عظیم نابوده شده است وساکنان قاره مهاجرت های بزرگی به آسیا و آمریکا کردند و در آسیا تمدن ترکان اویغور(اویغور در ترکی به معنی مدنیت و تمدن است) و در جلگه فرات تمدن مصر و در آمریکا تمدن مایا را بنیان نهادند. و از این روست که اهرام ترکان مایا ، مصر و اویغور شباهت های زیادی به اهرام قاره مو دارند. قاره مو 5000 مایل ارتفاع و 3000 مایل پهنا داشت. جزیره Hawaiian و جزیره های اقیانوس آرام در واقع (باقی مانده کوه های قاره مو) هستند که اکنون بیرون از آب قرار دارند. اجداد تورکان که قدیمی ترین و گمشده ترین تمدن ها بودند توانستند هرم ها  را بسازند. این هرم ها مکان هایی بودند برای پرستش خدایان و قربانی کردن برایشان . هرم ها در واقع سمبل های پیچیده ای هستند که از هوشیاری و صعود روح صاحب هرم به مراحل بالای خدایی سخن میگویند. یک نسبت مشترک در معماری و روح هرم های مصر، مایا ، اویغور و لموریان وجود دارد. لمورین ها در سیر تکاملی خود بوسیله تله پاتی (خواندن و ارسال فکر-علوم فرابالینی) توانستند زبان دلفین ها را هم بشناسند و طنین صدای آنان رمز دلفینی نامیده میشود.

--- اجداد تورکان و ژاپن:
تاثیر فرهنگ و زبان تورکی بر مردم و کشور همجوار ژاپن در حد زیادی بوده است به طوری که لغات تورکی فراوانی در زبان فعلی ژاپنی ها میتوان یافت و حتی نام پایتخت کنونی ژاپن از نام توکیو(نامی که چینی ها به ترکان میگفتند و نام اصلی قاره مو) گرفته شده است.نزدیکی ژاپن به قاره مو (توروک) این عوامل را توجیه میکند.ژاپنی ها خود را از نژاد تورکان میدانند . شاید برایتان جالب باشد که بدانید ژاپن هر ساله صدها نفر ترک شناس تربیت میکند.
۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Qafqazli

کهن ترین معبد ساخته شده به دست بشر در تورکیه

باستان شناسان در جنوب شرقی ترکیه ، نزدیک مرز سوریه ، در جائى که  گوبکلی تپه  Gobekli Tepe نامیده میشود ، مجموعه ئى از آثار باستانی حیرت آور را کشف کرده اند : ستونهاى سنگی عظیمی که به نحو استادانه تراشیده شده و در شکل حلقه هائى بر زمین کاشته شده اند . 
این سنگهای تراشیده و کار گذاشته شده در زمین ، زمانی با دیوار به هم پیوسته شده بودند و بر آنها اشکال چند گونه از حیوانات حکاکی شده است ( از جمله ، غزالان ، مارها ، روباهها ، عقربها و گرازها ) . این سازه ها در حوالی ۹۶۰۰ پیش از تاریخ متداول/ پیش از میلاد ، یعنی حدود ۱۱۶۰۰ سال قبل ساخته شده اند ، هفت هزار سال پیش از هرم بزرگ مصر و همین مدت پیش از ساخت استونهنج Stonehenge در بریتانیا . 

 این کهنترین بناهاست که به دست بشر ساخته شده و تاکنون کشف شده است . از تاریخی که این سازه بوجود آمده ، هیچ اثر معماری دیگری قابل مقایسه با آن بدست نیامده است . در این عصر آدمیان در گروههای کوچک زندگی میکردند و با بدست آوردن غذاهای گیاهی ، و گاهگاهی شکار حیوانات زندگیشان را میگذراندند .در این روزگار ، ابزارها هنوز سنگی بودند ، یعنی انسان در عصر سنگ ( عصر حجر ، دوران نوسنگی) میزیست و تراش و شکل دادن به این ستونهای سنگی فقط با کمک ابزارهای سنگی صورت گرفته است .

ستونها در چند حلقه شکل گرفته اند و معلوم است که دایره ی میانی ، در یا معبری به بیرون نداشته و فقط با نردبان به داخل آن راه مییافتند . نکته ی مهم این است که هیچیک از این جماعات کوچک نمیتوانستند بتنهائى به ساخت چنین سازه ئى اقدام کنند و قطعاً چندین گروه از این مردمان با همکاری یکدیگر به بنای آن پرداخته اند .
تخته سنگهائى را که تا ۱۶ تن وزن داشتند ، بدون استفاده از چرخ و بدون کمک گرفتن از حیوانات ، از  معدن سنگ به محل منتقل کرده بودند ، زیرا هنوز نه حیوانی اهلی شده و نه چرخ اختراع شده بود ; این  مردمان هنوز خط و نگارش نداشتند و اشیاء سفالی نمیساختند . 

 این ستونهای بزرگ سنگی برای بینندگانی که از دور به آن مینگریستند ، چون غولانی پر هیبت بنظر  میامدند و بی اختیار احساس خوف و احترام را در بیننده ایجاد میکردند . جانورانی که برستونها نقش بسته یا حکاکی شده بودند دارای نیروی قدسی و روحانی درک میشدند که بر سرنوشتشان تأثیر دارند . پیکره یا نقشی از انسان در این مجموعه یافت نشده است .

این بنا ، بی شک و شبهه معبد بوده است ، کهنترین معبد ساخته شده بدست بشر . البته نمیتوان گفت که آن "کهنترین معبد انسان" است ، زیرا از معابدی قدیمتر از آن نیز خبر داریم : اعماق تاریک غارها . ( در زمانی دیگر از پدیده ی غار معبد سخن خواهیم گفت . ) 
کندوکاوهای باستانشناختی در منطقه ی گوبکلی تپه ( منطقه ی کاوشها : تقریباً ۹ هکتار ) نشان میدهند که در آن لااقل ۲۰ معبد به این شکل ( با ابعاد مختلف ) ساخته شده بود و این ساخت و سازها تا ۸۲۰۰ پیش از تاریخ متداول ادامه یافته است ( یعنی از ۱۱۶۰۰ سال تا ۱۰۲۰۰ سال قبل از زمان ما ) . 
/// بیشتر و عکس در "ادامه مطلب" ///
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Qafqazli

" آی سلطان " زن قهرمان تورکمن

قطعه ای کوتاه از نبرد گوک تپه :

~ در نوامبر 1881 ژنرال اسکوبلوف با ارتشی معادل 11000 نفر به سوی گوگ تپه ترکمنستان حمله ور می شود. 

گوگ تپه دارای قلعه بزرگ و مستحکمی بود.
 ترکمن ها برای مقابله با سربازان روس خندق هایی به عمق 12-10متر دور قلعه حفاری کرده بودند.

 پس از چندین روز نبرد و مقاومت سرسختانه ترکمن ها، روس ها نتوانستند وارد قلعه شوند. این بود که به فکر حفر کردن تونل افتادند.

روس ها تونلی طویل حفر کرده و به امتداد قلعه رسیدند و در کنار دیوار قلعه حدود دو هزارکیلو دینامیت کار گذاشتند. طولی نکشید که انفجار مهیبی رخ داد. قسمت بزرگی از دیوار قلعه کاملا ویران شد. در این انفجار ده ها ترکمن جان خود را از دست دادند و پس از آن سربازان روس وارد قلعه شدند و ترکمنان را که اکثریت آن ها زن و کودک بودند، به توپ بستند.

برخی زنان و کودکان در مسجد پناه گرفته بودند.حدود هشتصد نفر زن و کودک نیز محل شکاف قلعه قصد فرار داشتند که به دستور اسکوبلوف، در نهایت بی رحمی قتل عام شدند.

در آن زمان در گوگ تپه زنی به نام آی سلطان وجود داشت که بسیار شجاع و بی پروا بود. در حالی که کودکش را به پشتش بسته بود، شجاعانه به رزمنده های ترکمن یاری می رساند و حتی با سربازان روس درگیر می شد و کوچکترین ترسی از آنان نداشت. شوهرش که مرگن نام داشت، یکی دیگر از دلاوران گوگ تپه بود. آنها دو تفنگ سرپر داشتند. وقتی مرگن با یکی شلیک می کرد، آی سلطان تفنگ دیگری را برای او پُر کرده و آماده شلیک می ساخت.

ناگهان یکی از افسران روس متوجه مرگن شد. به آرامی از پشت سر به او نزدیک شده و اسلحه خود را به سمت مرگن نشانه گرفت و آتش گشود. گلوله از پشت مرگن وارد شده و از سینه او خارج شد. مرگن ناله ای کرد و بر زمین افتاد و شهید شد
آی سلطان بخاطر فقدان مرگن بسیار اندوهگین بود اما از طرفی هم خوشحال بود که شوهرش به درجه والای شهادت رسیده است. وارد مسجد شد.در آنجا زنان و کودکان ناله کنان و دعاگویان نشسته بودند. آی سلطان خطاب به زنان فریا زد: برای چه نشسته اید؟! اکنون لحظه نبرد و پیکار است! نبرد مسلمان با کافر است. برخیزید. شوهران و برادرانتان همه به خون آغشته شدند.

بیشتر زنان به تحریک آی سلطان از مسجد بیرون آمدند.بعدها آن ها در بالای پشت بام ها مستقر شده و بر روی سربازان روس، آب جوش می ریختند و یا به سوی آن ها سنگ پرتاب می کردند.آی سلطان نیز با شجاعت تمام در حالی که کودش نیز همچنان بر پشتش بسته شده بود، در کنار مردان، به دفاع از گوگ تپه پرداخت.

سرانجام جنگ در 9 سپتامبر 1879 به پایان رسید.بیشتر ترکمن ها به شهادت رسیده بودند . نیروی های روس و بازماندگان ترکمن ها‘ اجساد سربازان خود را از روی زمین جمع آوری می کردند.

حدود پنجاه سال بعد جنگ سختی بین روسیه و آلمان رخ داد. بندر لنینگراد تقریبا به ویرانه ای تبدیل شده بود. در بیمارستان ها جایی برای زخمی ها نمانده بود. پزشک جوانی مشغول معاینه بیماران بود. در همین لحظه اعلام شد که دکتر صالح به اتاق عمل برود. پزشک جوان سریعا به سوی اتاق عمل شتافت. یک افسر روس شدیدا زخمی شده و نیاز به عمل فوری داشت. دکتر صالح یاد سخن مادرش آی سلطان افتاد که گفته بود به هیچ روسی رحم نکند. لحظه ای درنگ کرد و سپس لبخندی زد و زیر لب خطاب به مادرش گفت:

إنه جان! قُوی مِردلیگ بیزدِن و ناماردلیق، دوشماندان یَأدیگأر قالسین
(مادرم! بگذار مردانگی، از ما و نامردی، از دشمن، به یادگار بماند.)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Qafqazli

چرا ﮔﺮﮒ ها نماد تورکان جهان است؟

ﻛﺘﺎﺏ " ﺩﺩﻩ ﻗﻮﺭﻗﻮﺩ "
ازخصوصیات بارز گرگ:
1- ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﻫﻠﻲ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ! ﺍﻣﺎ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻫﻴﭻ ﻣﻮﺟﻮﺩﻱ ﺣﺘﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺳﺮ ﺧﻢ ﻓﺮﻭﺩ ﻧﻤﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ !

ﺷﻤﺎ ﺣﺘﻲ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺑﺎﺯﻱ ﺷﻴﺮ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺳﻴﺮﻙ ﻫﺎ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻳﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻳﻚ ﮔﺮﮒ ﺩﺭ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻜﺎﻧﻲﺧﻮﺩﻧﻤﺎﻳﯽ ﻛﻨﺪ !

ﺍﮔﺮ ﺍﺩﻋﺎ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻛﻪ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻳﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺷﻤﺎ ﮔﻮﻝ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻳﺪ ﺁﻧﻜﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻳﺪ ﺳﮓ ﮔﺮﮔﻲ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﻪ ﮔﺮﮒ ﺩﺍﺭﺩ !

2- ﮔﺮﮔﻬﺎ ﺑﻪ ﻫﻤﻨﻮﻉ ﺧﻮﺩ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻧﻤﻴﻜﻨﻨﺪ !

ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﺳﮓ ﺭﺍ ﻣﻈﻬﺮ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﻱ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﺍﻣﺎ ﻛﺎﻣﻸ ﺩﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎﺋﯽ ﻛﻪ ﺳﮓ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﺮﺍ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﻣﻴﭙﻨﺪﺍﺭﻳﺪ ﺩﺭﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺳﮓ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﻨﻮﻉ ﺧﻮﺩ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﻧﻴﺴﺖ !

ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺩﻋﻮﺍﻱ ﺳﮕﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﻫﻢ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻳﻢ ﺍﻣﺎ ﮔﺮﮔﻬﺎ ﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ !

ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﻴﺪﻩ ﺍﻳﺪ ﭼﺮﺍ ﮔﺮﮔﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﮔﻠﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﻣﻴﺰﻧﺪ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﻳﻜﻲ ﻋﺪﻩ ﺍﻱ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺍﺯ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﺍ ﻣﻴﻜﺸﺪ؟

ﺟﻮﺍﺑﺶ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻨﻮﻋﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻫﻢﺷﻜﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﺪ !

3- ﮔﺮﮔﻬﺎ ﻓﺮﻳﺐ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﻧﺪ !

ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﮔﺮﮔﻬﺎ ﺩﺭ تله ﻧﻤﻲ ﺍﻓﺘﻨﺪ ﻣﮕﺮ ﺑﺎ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺑﻲ ﻫﻮﺷﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ !

4- ﮔﺮﮔﻬﺎ ﺳﻴﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺗﺮﻳﻦ ﺟﺎﻧﻮﺭﺍﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ !

ﮔﺮﮔﻬﺎ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻧﻘﺸﻪ ﻗﺒﻠﻲ ﺑﻪ ﺷﻜﺎﺭ ﻧﻤﻴﺮﻭﻧﺪ!

ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﻴﺪ ﺍﺯ ﭼﻮﭘﺎﻧﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻛﻮﻫﺴﺘﺎﻧﻲ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ ﺣﺘﻤﺄ ﻣﺎﺟﺮﺍﻫﺎﻱ ﺷﻨﻴﺪﻧﻲ ﺍﺯ ﮔﺮﮔﻬﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ !

5- ﮔﺮﮔﻬﺎ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺲ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ !

6- ﮔﺮگ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﺗﺮﻳﻦ ﺟﺎنداﺭ ﺑﻪ ﺟﻔﺖ ﺧﻮﻳﺶ ﺍﺳﺖ !

ﻫﺮﮔﺎﻩ ﮔﺮﮔﻲ ﺟﻔﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻫﺪ ﺟﻮﺭﻱ ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﺪﺷﻴﺮ ﺭﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ !!

ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﮔﺮﮒ ﺭﻣﺎﻧﺘﻴک ﺗﺮﻳﻦ ﺟﺎنداﺭ ﺍﺳﺖ !

شاید به خاطر همین بود که وقتی فرستادگان چنگیز به دربار ایران را سر بریدند چنان برآشفت که گفت مگر چنگیز بمیرد که سر یک تورک در سرزمین بیگانگان بیوفتد و حمله کرد به ایران و اعراب و آخرین خلیفه عباسی را به زباله دان تاریخ سپرد.

ولی در آذربایجان خون نریخت و تبریز را پایتخت قرار داد...

قابل توجه کسانی که ما را با واژه ننگین آذری خطاب می کنند
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Qafqazli

نصیحت های آتیلا کبیر ، فرمانده شجاع تورکان هون به ملتش

آتیلا رهبر قوم تورک هون که در زمان حیاتش بزرگ‌ترین امپراتوری را در اروپا، از رود اورال تا دانوب داشت. در زمان فرمانروایی اش وی یکی از مخوف‌ترین دشمنان امپراتوری‌های روم غربی و شرقی بود. رومیان به او لقب تازیانه خداوند داده بودند. و به او باج می‌دادند تا کاری به کار رم نداشته باشد. درباره‌اش نوشته‌اند: خدا او را برای تکان دادن تاریخ آفریده بود. 

 در اینجا سخنانی از آتیلا ذکر می شود که نشانگر شعور ملی و درک اجتماعی بالای او  و تورکان هونها می باشد: 
- عظمت وشخصیت یک هون زمانی مشخص می شود که دیدگاه وی پیرامون منافع هون ها مثبت یا منفی، روشن شود. 
- اگر تمامی حرفهای رهبر بدون اعتراض وانتقاد پذیرفته شود،نصایح وپندها بی اساس گشته وتملق وچاپلوسی به جا آورده می شود. 
- شخصی که، خارج از آزمایشگاه جنگ خود را بیش از حد برتر بداند در قعر جهالت اندیشه ها وغرورش غرق می شود. 
- برخی از هون ها در حالیکه هیچ مشکلی نیست به دنبال راه حل هستند، این بهترین شیوه است. 
- هون ها برای اهداف خاص خود دشمن تراشی می کنند. - کسی که می داند کاری نکرده و مورد تشویق قرار گرفته است، معنای تشویق ومجازات را درک نکرده وبی نظمی را امری طبیعی می بیند. 
- رهبر، هیچ گاه جروبحث نمی کند. 
- هر فردی به غیر از ملت خود به چیز دیگری بیندیشد، خیانت وبی اعتنایی او محرز است ومجازات خواهد شد. 
- فراموش نکنید، موفقیت نتیجه تلاش و تکاپوی عظیم یک فرد جسور می باشد. 
- شایعه ریشه احترام و شخصیت را می خشکاند. 
- فردی که باعث می شود در میان هون ها و قبایل وابسته به آنها اختلاف پیش آید، فرد صادقی نیست و از دشمنان محسوب می گردد، این شخص می بایست از ریشه قطع شود. اینگونه اشخاص نه تنها خود آلوده هستند،بلکه به تدریج افکار واندیشه های دیگران را نیز آلوده می کنند واز اراده و تصمیم آنها می کاهند و ریشه ها را می پوسانند. 
- فرماندهان باید حس رقابت داشته باشند، و بدانند که دیگران سعی دارند ازما پیشی بگیرند وما نیز بایستی از همان حس برخوردار باشیم ، تا بتوانیم بیشتر بتازیم، رهبر و فرماندهی که حس رقابت نداشته باشد، شخص ضعیفی خواهد بود. 
- مصرنبودن در اهداف واعمال، نوعی پذیرش شکست است وباعث سوار شدن زندگی برانسان می شود و نه انسان بر زندگی. 
- رهبر یا فرمانده باید چنان باشد که تبهکاران وگناهکاران از وی بترسند و مظلومان منتظر مراقبت و محافظت او باشند و تشویق گردند.

من آتیلا، این نصایح را به کار بستم و اگر قوم هون به کار بندد سریعتر به هدف ها می رسند
- (اگر مرا دوست دارید همانند رومی ها مجسمه مرا نسازید، بلکه سخنان مرا به فرزندانتان بیاموزید)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Qafqazli

«آتیلا» امپراطوری سلحشور

--- سه هزار سال پیش از میلاد در منطقه ی شومالی قوم تورک تبار و‌ جسور به نام هون زندگی میکردند
قوم هون بر اثر فشار و آزار حکومت چین، مجبور به ترک محل زندگی خود شدند و با مهاجرت خود به اروپا میرسند و حکومت قدرتمند هون های اروپا را تشکیل میدهند.

هون ها امپراطورهای بزرگی داشتند از جمله(تئومان،مته خان،لوشان،گون چان،ایچیز،اووی،اوشیلو،سویلی هو و ‌...)داشتند ولی هیچ کدام قدرت آتیلا کبیر را نداشتند.
هون ها بوسیله ی امپراطور جسور و کاربلد خود«آتیلا»توانستند نصف اروپا را در اختیار بگیرند.
کشور روم شرقی که او ‌نیز یکی از قدرت های اروپا بود از ترس آتیلا و ارتش قدرتمند او به آتیلا خراج سالیانه میداد،تا با کشور روم شرقی کاری نداشته باشد.
در سالی که آتیلا درخواست هشت برابر شدن خراج سالیانه ی روم را کرد، این درخواست توسط امپراطور روم رد شد و لشکر کشی آتیلا شروع شد.
او تمامی شهر های روم را یکی پس از دیگری و‌با کمترین خونریزی اشغال کرد و به پایتخت روم شرقی رسید.
آتیلا به طور غافلگیرانه و‌در صورتی که شهر بدون سرباز بود از اشغال این شهر صرف نظر کرد و‌ دستور عقب نشینی به سربازان خود را داد،این که چرا اتیلا این شهر مهم استراتژیک را اشغال نکرد تا این لحظه به صورت یک معما باقی مانده است.

مردم تورک‌هون در زمان آتیلا در آسایش کامل زندگی میکردند و هیچ حکومتی انها را تهدید نمیکرد.

بعد از آتیلا حکومت به دستان پسرانش(آللاک،آرناخ،دنگیز)می افتند 
کشمکش‌ سیاسی این ۳ برادر برای رسیدن به قدرت،باعث تضعیف حکومت هون شد.
حکومت قدرتمند هون به ۳ قسمت تقسیم شد
قسمتی از این قوم ‌به سرزمین
مادری خود بازگشتند
قسمتی در اروپا ماندند و به حکومت آوارها،خزرها و ‌‌بلغار پیوستند
اما اخرین قسمت از این قوم به نزدیکی رود آرال رفته و حکومت آغ هون یا هافتال را تشکیل دادند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Qafqazli